اریک آرتور بلر با نام مستعار جورج اورول (زادهٔ ۱۹۰۳ - درگذشتهٔ ۱۹۵۰) داستان نویس، روزنامه نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی بود. او را بیشتر برای دو رمان سرشناش و پرفروشش مزرعه حیوانات و هزار و نهصد و هشتاد و چهار می شناسند. این دو کتاب بر روی هم بیشتر از هر دو کتاب دیگری از یک نویسنده قرن بیستمی، فروش داشته اند. او همچنین با نقدهای پرشماری که بر کتابها مینوشت، بهترین وقایع نگار فرهنگ و ادب انگلیسی قرن شناخته می شود. اریک بلر در ۱۹۰۳ در شهر موتیهاری در ایالت بهار در هندوستان متولد شد. در همان دوران کودکی به همراه خانواده انگلیسی اش به انگلستان رفت. زندگی در محیطی طبقاتی در هند و انگلیس باعث نگاه ویژه او به پدیده فقر شد. موضوعی که مهمترین عنصر رمانها و نوشتارهای او را تشکیل میدهد. در جوانی برای کسب تجربه مدتی را در بین فقرا، بی خانمانان و کارگران فصلی لندن و پاریس گذراند و بعضی مواقع در ظرفشویی یک هتل کار می کرد. در این زمان شروع به نوشتن تجربیات خود کرد که به نخستین کتابش آس و پاسها در پاریس و لندن (ترجمه درست تر: فقر و دربدری در پاریس و لندن) انجامید. بی درنگ پس از این کتاب، به رمان نویسی پرداخت و دو رمان نخستش نیز بر اساس همین تجربیاتش در برمه (روزهای برمه) و انگلیس (دختر کشیش) شکل گرفت. اورول نیز مانند بسیاری از نویسندگان و روشنفکران اروپایی همعصر خود، در دهه ۱۹۳۰ به اسپانیا رفت تا علیه ارتش فاشیست ژنرال فرانکو بجنگد. او در این جنگ مجروح شد و هرگز کاملا بهبود نیافت و همین جراحت در نهایت به مرگ او انجامید. اورول کتاب درود بر کاتالونیا را بر اساس دیده های خود در اسپانیا نوشت. اندر سبک زندگی اورول آمده: علاقه شدیدی به نوشیدن چای داشت و حتی مقاله ای به نام "چگونه یک چای عالی درست کنیم" نوشته بود. هوای تازه واپسین رمان او پیش از آغاز جنگ جهانی دوم است. در سالهای نخستین جنگ به روزنامه نگاری و نقد کتاب پرداخت ولی در سال ۱۹۴۳ پس از مرگ مادرش کار بر روی رمانی که تا امروز به آن مشهور است یعنی مزرعه حیوانات (در ایران قلعه حیوانات) را آغاز کرد. رمان او به دلیل اشاره غیرمستقیمش به شوروی که آنزمان متحد انگلیس بود، تا یک سال چاپ نشد. با انتشار کتاب در ۱۹۴۵ در انگلیس و ۱۹۴۶ در آمریکا اورول به شهرت رسید. در چهار سال بعدی اورول به جزیره جورا در شمال اسکاتلند رفت و افزون بر ادامه کار ستون نویسی برای روزنامه ها، کار بر روی مهمترین و واپسین اثر خود هزار و نهصد و هشتاد و چهار آغاز کرد. مدت کوتاهی بعد اورول به دلیل بیماری مزمن ریوی اش در بیمارستان بستری شد. او در همان بیمارستان با سونیا برونل ازدواج کرد. هفت ماه پس از چاپ این کتاب، اورول در بیستم ژانویه ۱۹۵۰ درگذشت. به درخواست خودش، پیکرش را سوزانده و خاکسترش را در گورستانی گمنام و پرت در دهکده ای به نام ساتن کورتینی در نزدیکی آکسفورد به خاک سپردند. بر روی سنگ قبرش نیز هیچ اشاره ای به شهرت و نامی که بدان آوازه جهانی داشت (جورج اورول) نشد. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، انگلیسی ها هر سال به مدت یک ماه سالروز تولد «جورج اورول»، خالق رمانهایی چون «مزرعه حیوانات» و «1984» را جشن میگیرند. به گزارش گاردین، هرساله در انگلیس جایزه ای ادبی به نام این نویسنده ی نامدار برگزار می شود. امسال انتشارات «پنگوئن» که آثار اورول را منتشر می کند، اعلام کرده «روز اورول» را در 21 ژانویه برای بزرگداشت یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین نویسندگان بریتانیایی قرن بیستم جشن خواهد گرفت. وب سایت جایزه ی ادبی «جورج اورول» مقاله ی سال 1946 اورول با نام «سیاست و زبان انگلیسی» را به صورت رایگان در اختیار کاربران اینترنتی قرار داده است. همچنین در فصل بزرگداشت اورول برنامه هایی با موضوع بررسی زندگی و آثار این رمان نویس سرشناس پخش می شوند. امسال جایزه ی «جورج اورول» هم برای اولین بار در جشنواره بین المللی ادبی برمه شرکت می کند. جملاتی از جورج اورول یک موقعیت حُزن انگیز وجود دارد و آن هنگامی است که تقوا پیروز نمی شود ، اما با این حال هنوز احساس میشود که انسان شریف تراز نیرو هایی است که او را نابود می کند. جورج اورول اگر اندیشه بتواند زبان را فاسد کند, زبان هم می تواند اندیشه را فاسد کند. جورج اورول هر نسلی خود را باهوش تر از نسل قبلی و عاقل تر از بعدی تصور می کند. جورج اورول خوشحالی تنها می تواند در پذیرش وجود داشته باشد. جورج اورول انسان تنها مخلوقی است که بدون تولید مصرف می کند.او نمی تواند شیر بدهد,نمیتواند تخم بگذارد,برای کشیدن یک گاوآهن بسیار ضعیف است و نمی تواند سریع بدود تا یک خرگوش را بگیرد اما هنوز ارباب حیوانات است. جورج اورول انسان ها تنها به اندازه ای که پیشرفتهای تکنیکی آنها اجازه می دهد خوب هستند. جورج اورول انسان ها تنها هنگامی که فرض نکنند هدف زندگی شادی است می توانند شاد باشند.